تبليغاتX
اردیبهشت
سلام آخر
 

سلام اي غروب غريبانه ي دل - سلام اي طلوع سحرگاه رفتن

سلام اي غم لحظه هاي جدايي -  خداحافظ اي شعر شب هاي روشن

خداحافظ اي شعر شب هاي روشن – خداحافظ اي قصه ي عاشقانه

خداحافظ اي آبي روشن عشق – خداحافظ اي قطره شعر شبانه

خداحافظ اي همنشين هميشه – خداحافظ اي داغ بر دل نشسته

تو تنها نمي ماني اي مانده بي من – تو را مي سپارم به دل هاي خسته

تو را مي سپارم به ميناي مهتاب – تو را مي سپارم به دامان دريا

اگر شب نشينم اگر شب شكسته – تو را مي سپارم به روياي فردا

به شب مي سپارم تو را تا نسوزد – به دل مي سپارم تو را تا نميرد

اگر چشمه ي واژه از غم نخشكد – اگر روزگار اين صدا را نگيرد

خداحافظ اي برگ و بار دل من – خداحافظ اي سايه سار هميشه

اگر سبز رفتي اگر زرد ماندم – خداحافظ اي نو بهار هميشه

2 نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 8:59  توسط محمدرضا مکملی  | 

بهاریه
 

ساز باد و نغمه ی چکاوک و رقص یاس....

سروش، آنها را در گوش قاصدک نجوا می کند.

می لمد قاصدک، بر شانه های خسته ی اسفند

و پیغام بهار را آهسته بازگو می کند.

اسفند می داند که رفتنی است.

پس توشه ی راه بر میدارد

و در انتظار زمستانی دیگر،

چشم به جاده می دوزد 

و عازم راه و بی راه میشود.

بوی عود و دود اسفند،

از منقل انتظار بلند می شود .

در این نارنجی غروب آتشین آخرین روز۸۷

نجوا می کنم با دلم!

می خواهم این بهار،عشقبازیم را

با خورشید،ماه،ستاره،آسمان

و فنجان های قهوه ی تلخم شریک شوم.

در سرخ و صورتی طلوع هر صبح

که معجزه ای است به روی زندگی.

کمکم کن معبودم،لطفا

2 نوشته شده در  شنبه یکم فروردین 1388ساعت 8:47  توسط محمدرضا مکملی  | 

سکوتی پر از فریاد
 

شب خوشی نبود

وقتی دانستم

سکوت بی ارزش من را

هیچ ترانه ی نی خواند.

شب خوشی نبود

وقتی ترانه های غمگین دلم

بر تارهای گیتار تنهایی،نواخته شدند.

و من ساعت ها

در خلسه و زمان،خودم را گم کردم.

و ترانه هایم را  

در سکوت شب خواندم.

سکوتی پر از فریاد

2 نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اسفند 1387ساعت 16:47  توسط محمدرضا مکملی  | 

دل

 

دلی بود روزی در پس اين قفس استخوانی
دلی که با هر تپشش پوچی و نيستی را به اجزای اين تن پمپ می کرد
دلی که آرام بود و شوقی برای ادامه ی تپيدن نداشت
ولی وقتی تو آمدی دلم جانی تازه گرفت، نو شد
با آمدنت نه تنها به دل من، بلکه به همه هستي ام جان تازه بخشيدی
و وقتی می آمدم، وقتی پا در راه اين سفر نهادم، دلم، دلی که تو برايم به ارمغان آورده بودی به پای دوست ماند
دلم جا ماند پيش تو، اما در عوض اين دل تو بود که مرا همراهی کرد
دل خودم از کف رفت، دلی زيباتر نصيبم شد
دلی که حال اگر لحظه ای تنهايم گذارد زنده نخواهم ماند.

2 نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 22:47  توسط محمدرضا مکملی  | 

دستهای خالی . . .
 

دستهای خالی . . .

توی ازدحام و شلوغی شهر

واین روزگار بی رحم

اینجا که من از همه چیز بریدم

تو باز هم می گویی بنویس ؟؟؟

چطور می شود

رویاهای وهم آلود بارانی

فریادهای پسرکی لال

وخمیازه های بی پایان ساعت را نوشت

چطور می شود

محبت را

پشت میله های سپید

سیاه این روزها زندانی کرد

نگاه حسرت یک کودک

وگریه های پنهانی یک مرد

شکست دل یک زن

نه نمی شود نوشت

من تنها می توانم

میان حلقه های دود سیگار

با همین دستهای خالی

واژه های خسته و تکراری را

از شانه هایت بتاکانم . . .
2 نوشته شده در  شنبه هفتم دی 1387ساعت 8:47  توسط محمدرضا مکملی  | 

گرگ و بره

 

آدمها بر دو قسم اند: یا مادرزادی گرگ به دنیا می آیند، و یا بره متولد می شوند.

گرگها همیشه گرگ باقی می مانند، ولی بره ها یا در نهایت تبدیل به گوسفند تمام عیار می شوند و یا یاد می گیرند چگونه گرگ بشوند.

قسمت جالب ماجرا اینجاست که گرگ "بره زاده" حریصتر و خون ریزتر از گرگ "گرگ زاده" است، زیرا که او از روی عقده و حقارت و کینه و نفرت می درد و گرگ زاده تنها به حکم عادت ...!!!

2 نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 14:39  توسط محمدرضا مکملی  | 

بزن باران

http://www.winternet.com/~carols/maine/images/rain%20on%20window%20267.jpg

سوختم

باران بزن شايد تو خاموشم كني

شايد امشب سوزش اين زخم ها را كم كني

اه باران من سراپاي وجودم اتش است

پس بزن باران بزن شايد تو خاموشم کني

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 1:11  توسط محمدرضا مکملی  | 

سوء استفاده جنسي از کودکان

 

آنچه مي‌خوانيد خلاصه childاي از سخنراني دكتر شهين عليايي زند، روان‌شناس، عضو هيات علمي دانشگاه و بنيانگذار اولين موِسسه پيشگيري از آزار جنسي كودكان و نوجوانان در خاورميانه در نشست <سوء استفاده جنسي از كودكان، اشكال و طبقات آن> است. اين نشست در دي‌ماه 84 برگزار شد.
سوءاستفاده جنسي از كودكان رويدادي خانمان‌برانداز است. اين اتفاق مخرب‌ترين رويداد زندگي فرد است و تاثير خود را براي هميشه به شكل‌هاي مختلف نشان مي‌دهد. تمام افراد پدوفيل - افراد بزرگسال تعرض كننده به كودكان - در دوران كودكي مورد تعرض جنسي قرار گرفته‌اند. همچنين افرادي كه داراي سابقه تعرض جنسي در كودكي هستند، ممكن است در بزرگسالي دچار سردمزاجي و يا عدم كنترل جنسي شوند. تحقيقات نشان مي‌دهد 23 درصد زنان روسپي هم در كودكي مورد تعرض جنسي قرار گرفته‌اند كه اين تحريكات زودرس و قبح‌شكني از جمله عوامل زمينه‌ساز روسپي‌گري آنها بوده است. اين يعني كودك آزاري جنسي اولين حلقه زنجيره‌اي از فجايع است.
طبق تعريف، ارتباط با كودك در هر سطح و به هر شيوه، با هدف بهره‌كشي جنسي سوء استفاده جنسي خوانده مي‌شود. در اين تعريف منظور از سطح، از نوازش اندام‌ها با دست تا مراحل پيشرفته به قصد لذت جنسي است؛ بنابراين در چارچوب روانشناسي اين اقدام در هر سطحي، سوءاستفاده جنسي از كودك است.
قوانين برخي كشورها در تعريف سوءاستفاده جنسي، عبارت <بدون رضايت كودك> را آورده‌اند كه ما در محافل حقوقي به اين امر اعتراض كرديم، چرا كه كودك در اين زمينه نمي‌تواند تصميم‌گيري كند؛ بنابراين تعرض فرد بزرگسال به كودك، چه با رضايت و يا عدم رضايت كودك سوءاستفاده جنسي محسوب مي‌شود.
نكته ديگر اينكه، در اين قبيل رويدادها كودكان بسيار تحريك‌پذير هستند. يعني تصور ما بر اين است كه كودك در سوء استفاده جنسي همواره مخالفت مي‌كند، اما كودك تحت آزار، بعد از مدتي به علت تحريك شدن خود را در معرض سوء استفاده‌ها قرار خواهد داد. به نظر من بزرگترين دستاورد نظريه فرويد بيان تحريك‌پذيري جنسي كودكان از بدو تولد و آمادگي تحريك‌پذيري در هر گروه سني است. يكي از مهم‌ترين سنين تحريك پذيري هم دوران پيش دبستاني است و لذا بايد اين دوران بسيار جدي گرفته شود؛ چرا كه اين دوران را بلوغ اوليه نامگذاري كرده‌اند و اين امر را مي‌توان در بازي‌هاي مامان و بابا و دكتر و پرستار كودكان مشاهده كرد كه رنگ و بوي جنسيتي دارد؛ درحالي‌كه تصور ما، اشتباها اين است كه تحريكات جنسي مربوط به سنين نوجواني و جواني است.
سوء استفاده جنسي مي‌تواند توسط هر فردي اعم از پدربزرگ، پدر، برادر، و ناپدري صورت گيرد. گذاشتن كودكان در خانه همسايه و خبر نداشتن از آنها تا ساعت‌ها، عواقب بسيار بدي مي‌تواند به همراه داشته باشد به گونه‌اي كه بسياري از سوء استفاده‌هاي جنسي بيرون خانه، در همسايگي رخ مي‌دهد. اگر سوء استفاده جنسي از كودك توسط افراد همخون باشد، تاثير رواني به شدت عميقي بر روي كودك مي‌گذارد؛ حتي اگر اين سوء استفاده جنسي سطحي‌ باشد؛ چرا كه كودك انتظار ندارد پدرش به قصد لذت جنسي به او دست بزند و در اين صورت كودك ناراحتي را در خود فرو مي‌ريزد؛ در حالي‌كه اگر اين تعرض جنسي به شكل عميق‌تر توسط غير خودي انجام شود، كودك بهتر آن را مي‌پذيرد.
كودكان عقب مانده بيشترين گروه كودكان قرباني سوء استفاده جنسي هستند. از نظر فراواني هم دختران بيشتر در خانه و پسران بيرون از خانه مورد سوء استفاده قرار مي‌گيرند ؛ اين در حالي است كه پسران قرن‌هاست كه مورد سوء استفاده جنسي قرار مي‌گيرند. همچنين كودكان خياباني در مقايسه با ساير كودكان در بيشتر اوقات مورد سوء استفاده جنسي قرار مي‌گيرند به نحوي كه اين امر براي قربانيان، تبديل به يك روال عادي شده كه جاي هيچ بحثي ندارد.
تحقيقات نشان داده است خانواده‌هايي كه حريم كلامي ندارند و واژه‌هاي ناپسند استفاده مي‌كنند و خانواده‌هايي كه خود قبح شكن هستند، از اين منظر در معرض خطر بيشتري قرار دارند؛ چرا كه اگر هر چيزي را بتوان براحتي به زبان آورد، پس راحت هم مي‌توان انجام داد. اينكه بچه‌ها تحريك جنسي نمي‌شوند و تنها بي‌بند و باري‌ها باعث تعرض جنسي به كودكان شده است، يك افسانه است. در حال حاضر سوء استفاده جنسي در مقايسه با دهه‌هاي گذشته به شدت در حال سازمان‌يافتن‌ است و حتي در اين زمينه سازمان‌هاي ملي و جهاني داريم؛ به گونه‌اي كه كشور فنلاند يكي از مراكز پخش كودكان است. در برخي كشورهاي اروپايي كودكان را در هتل‌ها ساعتي اجاره مي‌دهند و كشورهاي آلمان و ايتاليا دروازه‌هاي ورود اين كودكان هستند.
نكته مهم ديگر اين است كه سوء استفاده جنسي از كودكان به دو نوع رسمي و غير رسمي تقسيم مي‌شود. ازدواج دختر زير 15 سال با پيرمرد 57 ساله هم نوعي از سوء استفاده جنسي رسمي است. اما همين نوع غير رسمي را هم اگر پيشگيري كنيم، كار بزرگي كرده‌ايم. چراكه همانطور كه گفتم، زنجيره‌اي از فجايع را پيشگيري كرده‌ايم. تحقيقات نشان مي‌دهد 12 درصد پدر و مادران كودكان قرباني سوءاستفاده جنسي، خود واسطه روسپيگري فرزندان خود بوده و اولين متقاضي را براي دخترانشان آورده‌اند. در مقابل شماري از مردان واسطه، به سراغ خانواده‌هاي متزلزل رفته و با دختران آنها ازدواج كرده و از اين راه سعي دارند با آوردن دوستان خود به خانه و تنها گذاشتن آنها با همسرانشان جنبه غير رسمي اين امر را نيز شكل دهند.
سوء استفاده جنسي غيررسمي هم به دو نوع درون و برون خانواده تقسيم مي‌شود. متاسفانه ميليون‌ها دختر و پسر در جهان، مورد سوء استفاده جنسي قرار مي‌گيرند اما به علت شرايط موجود نمي‌توانند، طرح دعوي كنند. معمولا سوء استفاده‌هاي جنسي درون خانواده غيرسازمان يافته است اما هر اندازه از خانواده بيرون مي‌رويم اين سوء استفاده‌ها سازمان يافته‌تر مي‌شود. فقر يكي از عوامل زمينه‌ساز اين سوء استفاده‌هاست. از نظر علمي براي بررسي يك پديده تنها به سراغ يك علامت رفتن، خطاي علمي است، بنابراين بايد در اين مورد مجموعه‌اي از عوامل همچون فقر، تحريك زودرس ، قبح شكني و .... را در نظر گرفت، براي مثال اگر در خانواده‌اي پدر براحتي در برابر فرزندان مواد مخدر مصرف مي‌كند در آن خانواده به دليل قبح شكني بسياري از اتفاقات ديگر هم مي‌تواند بيفتد.
پديده مهاجرت و همراهي بسياري از كودكان با والدين براي يافتن شغل هم عامل زمينه‌ساز ديگر است. بعد از مدتي كه پول دريافتي، كفاف گذران زندگي اين خانواده‌ها را نمي‌دهد، كارهاي ديگري به آنها پيشنهاد مي‌شود كه كودكان در اين ميان آسيب بيشتري مي‌بينند، بويژه اگر اين مهاجرين در منطقه‌اي خاص سكونت داشته باشند.
اما رسانه‌ها در جهان تا چه حد مي‌توانند با پخش برنامه‌هاي انحرافي، باعث تحريك كودكان شوند؟ اين سوال مهمي است كه بسيار هم پرسيده مي‌شود.
رسانه‌ها در اين زمينه عامل قابل تا‡ملي هستند اما اگر مي‌خواهيم برنامه‌هاي خارجي بر روي كودكان تا‡ثير گذار نباشند بايد با جذاب كردن برنامه‌هاي توليدي، جلو خيل عظيم برنامه‌هاي انحرافي رسانه‌هاي خارجي را بگيريم و دست به يك مبارزه رسانه‌اي بزنيم و رسانه‌هاي خود را قوي‌تر كنيم.
ما آموزش‌هاي خود را براي زندگي سالم و مراقبت از خود، بايد از مهد كودك‌ها آغاز كنيم و تنها اگر آنجا را در يابيم، خيالمان راحت مي‌شود. متاسفانه اگر سوء استفاده جنسي از يك كودك صورت گرفته باشد، مجازات فرد متعرض بسيار ناچيز است، در حالي‌كه اين اتفاق، جنايتي فراموش نشدني در زندگي قرباني است.
كودك چه بيرون و چه در داخل خانواده نيازمند امنيت اجتماعي است چرا كه با اين طرح امنيت كودك به ميزان قابل توجهي تا‡مين مي‌شود، لذا تقاضا مي‌شود كه به اين طرح به صورت جدي نگريسته شود. واقعيت اين است كه در هر جامعه‌اي كه مواد مخدر و بيكاري وجود دارد، سوء استفاده جنسي هم به چشم مي‌خورد. اما ما تنها به قسمتي كوچك از كوه يخي مي‌پردازيم كه بيشتر حجم آن پنهان است.

منبع: مجله سلامت

2 نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 1:26  توسط محمدرضا مکملی  | 

مردان بيشتر از زنان درگير عشق مي شوند


love

لابد گاهي از خود پرسيده‌ايد كه چه چيز باعث مي‌شود تا زنان بخواهند مرتب درباره وقايع زندگي روزمره‌شان با همه صحبت كنند، در حالي كه مردان عمدتا درون‌گراهستند و حال و حوصله صحبت در مورد اتفاقات زندگي روزمره‌شان را ندارند؟ چرا مردان عمدتا وقت آزاد خود را صرف كار كردن با كامپيوتر و يا خواندن مجلات ورزشي مي‌كنند در حالي كه زنان بيشتر ترجيح مي‌دهند به اخبار رسيده از اين و آن بپردازند و يا سعي كنند روابطشان با ديگران برازنده و معقول به‌نظر برسد؟ چرا مردان و زنان از روابطشان با يكديگر چيزهاي متفاوتي را طلب مي‌كنند؟ شايد علت، تفاوت‌هاي بنيادين در مغز مردان و زنان باشد.

در بررسي نمونه‌اي از تفاوت‌هاي رفتاري، محققان دانشگاه باث‌ متوجه شدند احساس درد در زنان و مردان متفاوت است. مردان در مواجهه با درد بيشتر به اين فكر مي‌كنند كه چگونه از شر آن در كوتاه‌ترين زمان ممكن خلاص شوند اما در مقابل، زنان بيشتر درگير پاسخ احساسي‌شان نسبت به آسيب هستند كه اين خود ممكن است باعث شود تا آنها درد را شديدتر احساس كنند.
 
براي مقابله با ناراحتي ناشي از طلاق نيز تفاوت دو جنس به خوبي مشهود است. زنان توانايي بيشتري براي تطابق با موضوع دارند. تحقيقي كه در يوركشاير انجام شد نشان داد زنان در مقابله با تمامي مراحل مختلف قطع رابطه از مردان قوي‌تر هستند. 61 درصد از زنان اظهار داشتند كه در طي 2 سال اول بعد از طلاق، آنها بسيار خوشحال‌تر از موقعي بودند كه هنوز در حال زندگي مشترك بودند در حالي كه فقط 51 درصد از مردان نظر مشابهي را داشتند.

دكتر فرانك تاليس روان‌شناس باليني معتقد است يافته‌هاي فوق را مي‌توان به وسيله تفاوت‌هاي مشخصي كه در مغز دو جنس وجود دارد، توجيه كرد. در سير تكاملي، زنان بيشتر اهل معاشرت و رفتارهاي اجتماعي هستند، چرا كه به هر حال اين زنان هستند كه بچه‌ها را بزرگ كرده و آنان را براي رويارويي با اجتماع آماده مي‌كنند. آنها داراي مهارت‌هاي برقراري ارتباط‌اجتماعي هستند كه مردان فاقد آن هستند و اين‌ مهارت‌ها به آنها اجازه مي‌دهد تا از طريق احساساتشان صحبت كرده و با دوستان و خانواده‌شان راحت‌تر ارتباط برقرار كنند در حالي كه مردان كمتر قادر به برقراري رابطه اجتماعي مناسب حتي با دوستانشان هستند و در هنگام ناراحتي‌هاي احساسي، به‌جاي مواجهه با مورد ناراحت‌كننده، بيشتر سعي مي‌كنند آن را از هر طريق ممكن و لو اينكه در درون خود بريزند، به حداقل برسانند. شايد يك دليل علمي براي اين موضوع اين باشد كه مغز مردان طوري تنظيم شده كه به‌صورت سيستماتيك و تحليلي عمل كند، در حالي كه مغز زنان بيشتر در مورد احساسات تنظيم شده است. در تحقيق يوركشاير اين‌طور به‌نظر رسيد كه مزيت‌هاي ذاتي فوق، نقش مهمي در زندگي جنس موِنث داشته باشند؛ در طي چند سال اول پس از طلاق، زنان روابط بيشتري با دوستانشان برقرار و وقت بيشتري صرف خانواده‌‌شان كردند و به‌دنبال مشاوره‌ها و درمان ناراحتي‌هايشان بودند در حالي كه مردان غالبا به‌دنبال لذت‌هاي موقتي بودند. عمدتا پس از به هم خوردن يك رابطه زناشويي، مردان براي حفظ اعتماد به نفسشان به‌دنبال رابطه جديد هستند به‌جاي آنكه فكر كنند چرا ازدواجشان با شكست مواجه شده است.
 
علاوه بر اين، برخلاف عقيده عمومي، در يك رابطه دوطرفه، مردان بيشتر از زنان درگير عشق مي‌شوند چرا كه براساس بررسي‌ها مردان بيشتر از زنان تمايل دارند تا غريزه‌شان را براي رسيدن به فردي كه او را جذاب و دلربا مي‌دانند، ارضا كنند. از طرف ديگر، زنان بيشتر از طريق برنامه‌ريزي‌شده‌تري عاشق مي‌شوند كه تحت تاثير سير تكاملي‌شان است. آنها بيشتر به‌دنبال شريكي هستند كه مراقب آنها بوده و قادر باشد خانواده‌شان را هم ازنظر مالي و هم ازنظر عاطفي تامين كند. زنان در رابطه‌شان با طرف مقابل علاوه بر جذابيت‌هاي فيزيكي، به‌دنبال مهرباني و سخاوت نيز هستند.

البته دكتر تايس خاطر نشان مي‌كند فشارهايي نيز در اجتماع وجود دارند كه باعث مي‌شوند مردان و زنان به سوي شيوه‌هاي رفتاري برنامه‌ريزي‌شده‌شان هل داده شوند. در اجتماع، مردان بيشتر تشويق مي‌شوند تا احساسات خود را كنترل كرده و تابع آن نباشند. شايد كنترل‌ احساسات در قرون گذشته و به‌ويژه در جنگ‌ها براي مردان خوب بوده باشد، اما در كل كنترل كردن احساسات براي شكل‌دهي يك رابطه زناشويي كار جالب و مفيدي نيست.
 
در سمت مقابل، زنان در اجتماع غالبا به سوي شيوه رفتاري رانده مي‌شوند كه در طي آن از زنان بيشتر انتظار مي‌رود ملايم‌‌تر و مهربان‌تر باشند كه اين خود موجب مي‌شود برقراري ارتباط با ساير افراد جامعه برايشان آسان‌تر باشد.به همين دليل زنان بيشتر از مردان به اطمينان كلامي اهميت مي‌دهند.
در تمام موارد ذكر شده سعي شده كارهاي پيچيده مغزي تا حد بسيار زيادي ساده شوند. البته بايد توجه داشت هيچ زن و مردي تمام خصوصياتي كه محققان در مورد مغز زن و مرد مي‌گويند را ندارد. اغلب مردم مغزهاي متعادلي دارند كه داراي مقادير مساوي از خصوصيات مردانه و زنانه است. حتي برخي از افراد داراي مغزهايي هستند كه رفتاري خلاف جنس آنها دارد.

دكتر تايس معتقد است تفاوت دو جنس هم در روابط سالم و هم در روابط شكست خورده كاملا مشهود بوده و بايد به‌دقت بررسي شود. موارد اختلاف زيادي بين دو جنس وجود دارند اما اگر موردي به‌طور عمده و در ميان تعداد زيادي از افراد صحيح بود، مي‌تواند كمك‌كننده باشد، به‌ويژه به اين دليل كه شما بفهميد و بدانيد آن موضوع، يك رفتار عمومي است و يك مورد ناخوشايند و يا شخصي نيست و شما نبايد احساس بدي در اين مورد داشته باشيد. به‌عنوان مثال، ممكن است در اختلاف زناشويي، مرد آرام و ساكت باشد ولي اين بدان معنا نيست كه وي عصباني شده است، بلكه معناي عمده آن اين است كه مغز آن مرد بهتر مي‌تواند مسئله را درون خود و با آرامش حل و فصل كند.

به‌طور مشابه، چنانچه زني براي صحبت‌كردن و مباحثه پافشاري مي‌كند، نبايد فكر كرد علت آن بهره‌برداري از نق‌زدن‌هاي مداوم است، بلكه اين غريزه وي است كه از او مي‌خواهد تا براي برقراري ارتباط و نشان دادن احساسش صحبت كند. اگر شما اين تفاوت‌ها را قبل از اينكه موردي پيش بيايد درنظر بگيريد، حتما رابطه راحت‌تر و درك بهتري از طرف مقابل خواهيد داشت و متوجه خواهيد شد كه كار مغزهاي متفاوت زن و مرد به كمك يكديگر كامل مي‌شود.

نويسنده: دکتر بابک هوشمند

2 نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 1:25  توسط محمدرضا مکملی  | 

اختلال عملکرد جنسي درزنان، علل و راه حل


women activities
بسياري از زنان در دوره‌اي از زندگي خود يك مشكل جنسي را تجربه مي‌كنند. برخي آمارها نشان مي‌دهد كه حداقل 4 نفر از هر10 زن يكي از انواع مشكلات جنسي را در طول زندگي تجربه مي‌كنند كه در اصطلاح پزشكي، به همه آنها <اختلال عملكرد جنسي> گفته مي‌شود.
به تازگي برخي از شركت‌هاي دارويي ادعا كرده‌اند دارويي براي تحريك ميل جنسي زنان در دست ساخت و بررسي دارند كه يك ماده استنشاقي است و بر مغز اثر تحريكي دارد. <برومولانوتايد> كه به اصطلاح وياگراي زنانه نام گرفته در زناني كه كاهش ميل و انگيزش جنسي دارند، مي‌تواند مفيد واقع شود. البته اين دارو مانند وياگرا عمل نمي‌كند (وياگرا جريان خون اعضاي تناسلي را افزايش مي‌دهد) بلكه باعث آغاز و تسهيل تحريك جنسي مي‌شود. اگر چه راه‌هاي درماني ساده‌تر هم وجود دارد، متاسفانه با وجود شيوع اختلالات جنسي، هنوز مبتلايان از مطرح كردن مشكلات خود حتي با پزشك خودداري مي‌كنند. تداوم مشكلات جنسي در يكي از مراحل پاسخ جنسي، طولا‌ني شدن اختلال عملكرد جنسي نام مي‌گيرد كه در فرد ايجاد اضطراب كرده و اثر منفي بر روابط زناشويي او مي‌گذارد. البته اضطراب هم خود باعث تشديد و ادامه اختلال مي‌شود. اگر چه عوامل متعددي موجب اين اختلال در زنان مي‌شوند اما قابل درمان هستند ولي متاسفانه به دليل شرم از در ميان گذاشتن اين مشكلات با پزشك يا مشاور، حتي آسان‌ترين راه درمان (يعني آشنايي با ساختار بدني و عملكرد طبيعي بدن در زمان فعاليت جنسي) نيز مورد غفلت واقع شده است. 

كدام مرحله؟ كدام درد؟
 
اختلال عملكرد جنسي در زنان به چند گروه تقسيم مي‌شود كه گاهي با هم تداخل پيدا مي‌كنند و همراه مي‌شوند. در اختلال ميل جنسي كه شايع‌ترين نوع اين اختلالات در زنان است، ميل جنسي كم يا قطع مي‌شود. نوع ديگري از اختلا‌لا‌ت كه در آن ممكن است ميل جنسي سر جاي خود باشد اما فرد قادر به حفظ و ادامه انگيزش جنسي نباشد و يا با وجود ميل به اين امر، تحريك نشود، اختلال انگيزش جنسي است.
در اختلال ارگاسميك با وجود تحريك و انگيزش كافي زن نمي‌تواند به اوج لذت جنسي (ارگاسم) برسد. اگر زني دچار انقباض غيرارادي عضله مهبل (واژينسيموس) يا درد آلت تناسلي قبل، بعد ياهنگام مقاربت شود، دچار اختلال درد جنسي شده است. اگر چه اختلال عملكرد جنسي در زنان در تمام سنين ممكن است رخ دهد اما بيشتر در زمان عدم تعادل هورموني مانند بارداري، بعد از زايمان (شيردهي) و پيش از يائسگي شايع است. گاهي هم بيماري‌هاي جدي مانند سرطان، عامل اين اختلال است. 

چرا و به چه علت؟

عوامل متعددي در ايجاد پاسخ جنسي زنان دخيل هستند از جمله فيزيولوژي، انگيزه‌ها، تجربه‌ها، باورها، روش زندگي و روابط كه اگر هركدام از اين اجزاء‌ دچار مشكل شود، مي‌تواند بر عملكرد جنسي و در پي آن روابط زناشويي تاثير منفي بگذارد. گاهي نارضايتي‌هاي بيان نشده در حضور اختلالات عملكرد جنسي مي‌تواند باعث تيرگي روابط زن و شوهر و حتي جدايي شود.
شرايط فيزيكي و ساختاري مي‌تواند يكي از عوامل مشكلات جنسي باشد. مثلا التهاب مفاصل، مشكلات ادراري و روده‌اي، جراحي لگن، خستگي، سردردها يا دردها و اختلالات عصبي ديگر از جمله ام.اس مي‌توانند علت ماجرا باشند. گاهي هم مصرف داروهاي خاصي از جمله ضدافسردگي‌ها داروهاي فشار خون، آنتي ‌‌هيستامين‌ها و داروهاي شيمي ‌‌درماني، مي‌توانند ميل جنسي و توانايي رسيدن به ارگاسم را كاهش دهند. گاهي عوامل هورموني مانند كاهش سطح استروژن در دوران پيش از يائسگي ممكن است منجر به تغييراتي در بافت ناحيه تناسلي و پاسخ جنسي شوند. در اين حالت چين‌هاي پوستي ناحيه (لابيا) نازك و چروك مي‌شود و بخش بيشتري از كليتوريس در معرض قرار مي‌گيرد و اين مسئله موجب كاهش حساسيت كليتوريس مي‌شود. به ‌علاوه به‌دليل نازك شدن و كاهش قابليت ارتجاعي پوشش ناحيه، مهبل تنگ‌تر مي‌شود به‌خصوص زماني كه فعاليت جنسي كم يا قطع شده باشد. در ضمن تورم طبيعي و نرم و ليز شدن مهبل در طول تحريك جنسي به كندي صورت مي‌گيرد و اين عوامل موجب درد و ناراحتي در طول مقاربت مي‌شود.
عوامل رواني و اجتماعي هم در ايجاد اين مشكل نقش دارند. مشكلات انگيزشي مثل اضطراب، افسردگي يا استرس و سابقه قرار گرفتن در معرض تجاوز جنسي از اين جمله‌اند. گاهي هم در طول بارداري و پس از زايمان و شيردهي ميل جنسي زنان كاهش مي‌يابد. شايد علت رواني مسئله علاوه بر تغييرات هورموني، تعدد وظايف زن و سردرگمي اوست. ايفاي نقش همسر، خانه‌داري، شغل خارج از منزل و حتي گاهي نگهداري از والدين، در كنار هم سخت است. سن و وضعيت سلامت شوهر، احساس زن نسبت به همسر و نظر او نسبت به بدن خود و همسر، عوامل ديگري هستند كه مي‌توانند با ساير علت‌ها همراه شوند. گاهي هم به‌دليل سخت‌گيري‌هاي خانوادگي‌، حتي روابط شرعي و مجاز نيز در فرد ايجاد احساس گناه كرده و او را دچار اختلال عملكرد جنسي مي‌كند. 

كي برويم دكتر؟
 
وقتي كه هر كدام از انواع مشكلات ذكر شده در روابط زناشويي به حدي تكرار يا تداوم مي‌يابد كه باعث آزار و اذيت مي‌شود، بايد براي بررسي علل فيزيكي و رواني به پزشك مراجعه كرد. براي حل مشكل ابتدا بايد بيماري زمينه‌اي درمان شود مثلا اگر زني اختلال هورموني دارد يا دارو مصرف مي‌كند بايد درمان هورموني قطع و تغيير دارو صورت گيرد.
گاهي معالجه اين اختلال نياز به دارو دارد اما در اغلب موارد درمان بدون نياز به دارو انجام مي‌شود. ابتدا بايد با بهبود روابط بين خود و همسرتان، سلامت جنسي را تامين كنيد. براي رسيدن به اين هدف:
روابط خوبي با همسرتان داشته باشيد: رابطه صادقانه و راحت با همسر مي‌تواند در پيشرفت انگيزش و صميمت كمك كند. بعضي زوج‌ها هيچ‌گاه راجع به مشكلات خود در روابط زناشويي با هم صحبت نمي‌كنند در صورتي كه صحبت درباره آنچه ايجاد احساس خوب يا بد در فرد مي‌كند مي‌تواند به بهبود آن كمك كند.
مي‌توانيد از كتاب‌هاي موجود يا پيشنهادات پزشك كمك بگيريد تا در ميزان ميل جنسي خود و همسرتان تعادل برقرار كنيد.  تغييرات سلامت ساز در زندگي خود ايجاد كنيد. ورزش منظم و اوقات كافي براي تفريح و استراحت را فراموش نكنيد. مصرف سيگار و الكل با ايجاد محدوديت و كاهش جريان خون اعضاي تناسلي مي‌تواند باعث كاهش انگيزش شود. ورزش‌هاي منظم هوازي مي‌تواند بُنيه شما را قوي و روحيه‌تان را شاداب نگه دارد. ياد بگيريد كه استرس‌هاي روزانه زندگي را با تمركز از ذهن و بدنتان خارج كنيد.
 
عضلات لگن خود را تقويت كنيد: ورزش‌هاي تقويت‌كننده عضلات كف لگن مي‌تواند به حل برخي مشكلات انگيزشي و ارگاسميك كمك كند. اين ورزش‌ها كه<كِگل> نام دارد، موجب تقويت عضلات درگير در احساس لذت جنسي مي‌شوند. ابتلا عضلات لگن خود را سفت كنيد مثل اينكه مي‌خواهيد جلوي جريان ادرار را بگيريد، تا 5 بشماريد و سپس خود را شل كنيد. اين ورزش را روزانه چندين بار تكرار كنيد.

مشاوره كنيد: مشاوره و در ميان گذاشتن مشكل با يك متخصص مي‌تواند به شما كمك كند تا با آموزش درباره پاسخ جنسي و روش‌هاي كمكي به راه‌حل مشكل دست يابيد.

گاهي براي درمان بيماري زمينه‌اي يا تغييرات هورموني به مصرف دارو نياز داريد: اضطراب و افسردگي، ديابت، بيماري‌هاي قلبي و عروقي و عصبي، جراحي شكمي و لگن و سرطان‌ها، عدم تعادل هورموني در زمان حاملگي و شيردهي، مصرف قرص‌هاي ضدبارداري و دوران يائسگي و پيش از يائسگي مواردي هستند كه نياز به درمان دارويي يا تغيير دارو دارند. پس:

داروهايي كه ايجاد عوارض اختلال جنسي مي‌كنند را تغيير داده يا قطع كنيد. (زير نظر پزشك)
مشكلات تيروئيد و ساير بيماري‌هاي هورموني را با مراجعه به پزشك درمان كنيد.
افسردگي و اضطراب خود را تا حد امكان با نظر پزشك درمان كنيد.
با ورزش عضلات كف لگن را تقويت كنيد.
توصيه‌هاي پزشك براي پيشگيري و درمان درد در مقاربت را انجام دهيد. 

حرف آخر

در هر مرحله از زندگي شما تغييراتي در ميل و انگيزش نسبت به روابط زناشويي ايجاد مي‌شود. با پذيرش اين تغييرات، تجربه بهتري را براي خود فراهم كنيد. شناخت بدن و پاسخ طبيعي بدن شما نقش مهمي دارد. هر چه شما و همسرتان بيشتر راجع به بدن خود و نحوه عمل آن در روابط زناشويي بدانيد، بهتر مي‌توانيد بر مشكلات خود چيره شويد. به‌خاطر داشته باشيد كه احساسات شما و آمادگي روحي‌تان به اندازه تحريكات و آمادگي جسمي مي‌توانند در انگيزش شما نقش داشته باشند. بنابراين احساسات خود را آزادانه با شوهرتان در ميان بگذاريد. 

منبع : مجله سلامت

2 نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 1:22  توسط محمدرضا مکملی  |