تبليغاتX
اُردی بهشت

اُردی بهشت

.: بهار, تابستان, پاییز, زمستان, و دوباره بهار :.

شادمانه جستجو کن!

 

مردی برای مشاوره نزد دانشمندی رفت. به او گفت عاجزانه دنبال کار می گردم و پیدا نمی کنم یا اگر دست به کاری میزنم موفقیت آمیز    نیست.

دانشمند به او گفت:  عاجزانه دنبال کار نگرد شادمانه جستجویش کن! انسان نباید استغاثه یا استدعا کند بلکه باید مدام سپاس بگزارد که خواسته خود را پیشاپیش ستانده است. مشکل تو کلماتی است که بکار می بری و بعد آنها تبدیل به افکار می شوند و بعد با آنها مواجه می شوی.

نوع احساس قبل از انجام هر کار بسیار مهم است چون رخداد آینده را رقم می زند. همه این تجربه را دارند که وقتی با احساس خوب دنبال چیزی می گردند نتیجه آن با زمانی که احساس بد دارند بسیار متفاوت است. خرسندی و احساس خوب یک راز بزرگ برای موفقیت است. اشتباه رایج اینست که همه انتظار دارند پس از پیروزی و نیل به هدف احساس خوبی داشته باشند.

کلمات و افکار ما دقیقا مانند اجزا و اشکال طراحی و نقشه کشی هستند که ابتدا و پیشاپیش کشیده می شوند و بعدا تبدیل به اشیاء و ساختار می گردند.احساس در اینجا نقش قدرت و کشش را ایفاء می کند.

وقتی پیش درآمدها را خوب بشناسیم به قدرت کنترل و خلاقیت زندگی پی می بریم. لحظه حال لحظه پی ریزی برای رخدادهای پیش رو است و آنچه اکنون با آن مشغولیم کاشت گذشته است. اگر به اهمیت و کارآمدی عالی خرسندی و احساس خوب پی ببریم لحظه ای آنرا رها نخواهیم کرد. متاسفانه درگیر بودن با احساس بد برای انسان نوعی عادت شده است چون از کودکی با این غلط رایج مواجه بوده ایم که زندگی دشوار و پر از ناراحتی است.  حتی اگر احساس بدی به هر دلیلی داریم تغییر آن به آسانی امکانپذیر است. خود داشتن احساس منفی در گذشته و حال ممکن است باعث ناراحتی شود اما فراموش نکنیم

   زندگی چیزی جز عبور از لحظه ها نیست و در هر لحظه می توانیم احساس خود را عوض کنیم! هر لحظه ای لحظه جدید است و می تواند با لحظه قبلی متفاوت باشد.

اگر به همه چیز شادمانه بنگرید آنوقت می بینید حتی می توانید از تلخی ها و مصائب زندگی هم نتیجه مثبت بگیرید و لحظه بعدی را به شادمانی بگذرانید. تلخی یک واقعیت است اما متعلق به همه لحظه ها نیست.

بهمین دلیل است که می گویند در حالت شعف عرفانی چرا و چگونه معنا ندارد و بقیه کارها بر عهده کائنات است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 22:1  توسط محمدرضا مکملی  | 

خود را بپذيريم ، انكار نكنيم


عزت نفس، عبارت از قضاوتي است كه ما در مورد خود مي كنيم، براي اينكه قضاوت درستي در مورد خود داشته باشيم، دقت به اين نكات ضروري است:
1. نسبت به خود ( افكار ، احساسات و اعمال خود ) آگاه باشيم .
2. با خود رفتار خصمانه نداشته باشيم .
3. واقعيتهاي وجود خود را چه دوست داشته باشيم چه دوست نداشته باشيم ببينيم و بپذيريم كه اينگونه ايم. در اينصورت مي توانيم عزت نفس، ارزشی که برای خودمان قائل هستیم، را مطابق با گوهر انسانی خود افزایش داده و در ارتباط خود با دیگران، راضی و موفق باشیم.

يكي از موانع عزت نفس انكار خود است، به اين معنا كه خودمان را ناديده بگيريم. آيا قبول داريد كه بعضي از ما ، در بسياري از لحظات شبانه روز، مشغول انكار و ناديده گرفتن خودمان هستيم ؟ بيائيد كمي به افكار ، احساسات و رفتارمان در اين اواخر توجه كنيم و ببينيم به چه ميزان با خودمان منصفانه رفتار كرديم. چقدر از واقعيتهاي وجودمان را پذيرفتيم و چقدر را انكار كرده و فكر كرديم كه بهتر اين است به به آنها اعتنايي هم نكنيم . وقتي از موضوعي متاثر و غمگين شديد با خود چه گفتيد؟ آيا قبل از غصه خوردن و يا خود و ديگران را متهم يا نصيحت كردن، يك لحظه با خود گفتيد: بله، اين موضوع مرا ناراحت و غمگين كرده؟ هنگامي كه از موضوعي شاد شديد آيا در اوج شادي توانستيد يك لحظه خود را نگاه كرده، دريابيد كه وجودتان به فلان علت، غرق شادي شده؟ وقتي از عمل خود شرمنده شديد آيا خود را نگاه كرده و با خود مرور كرديد كه: از اين عمل خودم شرمنده هستم ؟

هنگاهي كه از زندگي خسته شده و به دنبال يك زندگي و كار لذت بخش ، مثل يك كلاف سر در گم به اين در و آن در مي زنيد، و يا وقتي به طور تعجب آوري بدون دليل موجه به افراد بيرون از خانواده توجه افراطي مي كنيد و يا زماني كه دائم ناراحت و شاكي هستيد كه همسرم، همكارم و ... مرا آزار مي دهند، آيا هيچوقت شده كه با خودتان خلوت كرده و بپرسيد: من از چه چيزي ناراحتم؟ از چه چيزي ناراضي ام ؟چه نگراني و نارضايتي در وجود من نسبت به خانواده ام يا كارم و ... هست كه اينطور بي قرار و ناخرسند شده ام؟
هنگامي كه هوشياري و ذكاوت در كاري به خرج داديد آيا با خود گفتيد : آفرين ، من در آن مورد هوشيار بودم ؟ ما غالباً به خود بي توجه هستيم. حتي گاهي خود را انكار مي كنيم . غالب اوقات، افكار، احساسات، نقاط ضعف، نقاط قوت، اعمال خوب و اعمال بد خود را به را حتي ناديده مي گيريم . منظور اين نيست كه خودخواه و از خود راضي باشيم ، بلكه نكته اين است كه خودمان را ببينيم و نسبت به خود آگاه باشيم . ضمناً وقتي سعي مي كنيم كه نسبت به خود آگاه باشيم ، ناگزيريم به ديگران هم توجه كرده و نسبت به آنان هم آگاه گرديم .
بدون شك ما همه جسم خود را دوست داريم، به طوري كه اگر تشنه يا گرسنه شديم آب و غذا مي خوريم، بيمار شديم خود را معالجه مي كنيم ، سعي مي كنيم راحتي جسم خود را فراهم نمائيم ، اما چرا در بعضي حوزه ها، مثل عواطف، افكار و عملكردها نسبت به خود بي تفاوت هستيم ؟ حتي خود را ناديده ميگيريم؟ چه نفعي در اين كار عايد ما مي شود ؟
هنگام عصبانيت به موضوع و يا شخصي كه ما را عصباني كرده توجه مي كنيم ، اما به وجود خودمان آگاهي نداريم. به هنگام شادي هم همينطور عمل مي كنيم . زماني كه خود را آگاهانه نگاه مي كنيم ، به آنچه موجب شادي و يا ناراحتي ما شده واقف مي شويم. در اين صورت مي توانيم رفتار مناسب تري داشته باشيم. به هنگام توانائي از پذيرفتن توانائي و به هنگام ضعف از قبول ضعف خود طفره مي رويم. آيا اين آسانترين، بي دردسرترين ( نه مفيدترين ) عكس العملي است كه مي توانيم داشته باشيم؟ اين نوع برخورد چه سودي به حال ما دارد ؟

به اين مثالها توجه كنيد:

• اگر كاري كه انجام مي دهيم ، براي ما يكنواخت و يا آزار دهنده شود و انگيزه خود را از ذست بدهيم ، احساس كسالت خواهيم كرد . اگر به جاي اينكه به اين موضوع توجه كنيم و از احساس خود آگاه گرديم ، منكر آن شويم و به آن بي اعتنا باشيم ، نه تنها در كار خود تغيير مناسبي نخواهيم داد، بلكه براي اجتناب از اين كسالت ، ممكن است به راه حل هاي غير مناسب ، متوسل شويم . مثلاً از خانواده ، همسر و فرزند خود ايراد گرفته، از آنها ناراضي شويم. حتي ممكن است به روابط بيرون از خانواده جذب شده و بدون آنكه خود بفهميم، در پي راه حلهاي نامعقول برويم.

• وقتي با همسرمان مساله داريم اگر آن را انكار كرده و به حيات خلوت ذهنمان پرتاب كنيم ، روابط سرد ، تيره و تيره تر مي شود و نه تنها مسئله حل نمي شود بلكه ، بر مشكلات افزوده و چه بسا به جدايي منجر شود .
• پدر يا مادري را در نظر بياوريد كه هميشه با فرزندش به عصبانيت برخورد مي كند و فرزند از او به شدت مي ترسد . همه ما ، چنين پدر و مادرهايي را ديده ايم . پدر يا مادر نمي پذيرد كه خودش عصباني است و به علت اين عصبانيت رفتار نا مناسبي دارد . او عصبانيت و بد رفتاري با فرزند خود را انكار مي كند و حتي حاضر نمي شود به صحبتهاي فرزندش گوش كند . چنين شخصي هيچگاه نخواهد توانست خود را تغيير داده و رابطه اش را با فرزندش بهبود بخشد .
• دختري كه با استعداد و توانمند است خود را به ناتواني و ناداني مي زند . از استعدادهايش فرار مي كند چرا ؟ زيرا وقتي تحسين اطرافيان را بر مي انگيزد مورد حسادت و آزار ديگران قرار مي گيرد و از اين آزار رنج مي برد. در نتيجه استعداد و توان خود را انكار مي كند .

موارد فراواني را مي توانيم پيدا كنيم كه به خود بي توجهي مي كنيم زيرا اين آسانترين كار است، اما مفيدترين كار نيست. گاهي از احساس و يا رفتار خو ناراحتيم ! آنقدر ناراحت كه نمي توانيم بپذيريم اينگونه رفتار مي كنيم يا اينگونه احساس مي كنيم. در اينجا بهترين كاري كه مي توانيم انجام دهيم اين است كه مقاومت خود را بپذيريم . يعني قبول كنيم كه در مقابل پذيرش اين احساس ، اين رفتار، اين فكر مقاومت داريم . قبول كنيم كه نمي خواهيم آنرا ببينيم و بپذيريم . اگر از اين نقطه شروع كنيم مفيد واقع مي شود . اگر نسبت به مقاومت خود هشيار باشيم مقاومتها مثل يخي خواهد بود كه در برابر حرارت ذوب مي شود.

 

تمرين:
حال به تمرين "كامل كردن جملات" بپردازيم. اين تمرين آسان و مفيد است . فقط يك قلم و كاغذ برداريد . براي هر تمرين يك صفحه اختصاص دهيد . هر كدام از جملات داده شده را در بالاي يك صفحه بنويسيد . در اينجا چند نمونه جمله آورده شده است:

1.گاهي وقتي به عقب بر مي گردم به سختي باور مي كنم كه من يك وقتي .... ( مثلاً حسود يا نا اميد ) بودم .
2. براي من آسان نيست كه بپذيرم كه .... ( مثلاً بدبين ) هستم.
3. وقتي .... ( مثلاً ، كاري را خراب ) كنم برايم آسان نيست كه خود را بپذيرم.

شما با هر يك از جملات ناقصي كه به عنوان مثال آورده شده 10-8 جمله كامل با سرعت بنويسيد . هيچ نگران درست بودن جملات يا مغاير بودن آنها با يكديگر نباشيد. اين يك تمرين و تجربه بسيار مفيد است. سه جمله در اينجا آورده شده بقيه جملات را در قسمت خودآزمايي مي يابيد .

توجه داشته باشيد كه اگر فقط اين كلمات را بخوانيد و تمرينات را به شرح فوق انجام ندهيد خود را از كشفيات مهمي محروم مي كنيد بعد از انجام تمرينات براي شما مشخص مي گردد كه چرا پذيرش خويش ، براي تغييرات مثبت ضروري است .
- اگر من از قبول اين واقعيت كه غالباً ناآگاهانه زندگي مي كنم سرباز زنم چگونه مي توانم بياموزم كه آگاهانه تر زندگي كنم؟
- اگر از پذيرش اين واقعيت كه غالباً غير مسئولانه زندگي مي كنم سرباز زنم چگونه مي توانم زندگي مسئولانه را بياموزم؟ اگر ندانم كه عمل به جا و مفيدي را انجام داده ام چگونه مي توانم آنرا در موقع خود و با اعتماد انجام دهم ؟ اگر به نقطه قوت خود آگاه نباشم چگونه مي توانم خود را درست ارزيابي كرده و حتي شكرگزار باشم؟
اگر از ديدن اين واقعيت كه معمولاً به طور منفعل زندگي مي كنم بگريزم چگونه ياد خواهم گرفت جرات كرده و نظر خودم را ابراز كنم؟ من نمي توانم بر ترس يا هر مشكل ديگري كه منكرش هستم غلبه كنم . من اگر وجود يك مشكل در رابطه جنسي را نپذيرم نمي توانم آنرا اصلاح كنم .

من نمي توانم دردم را معالجه كنم اگر از قبول دردي كه دارم امتناع ورزم. من نقطه ضعفهايي را كه اصرار مي كنم ندارم، نمي توانم اصلاح كنم .

اگر قبول نكنم كه عمل اشتباهي را انجام داده ام چگونه مي توانم آنرا اصلاح كنم و يا خود را به خاطر آن ببخشم . براي پذيرفتن خود، بايد اين واقعيت را بپذيرم كه آن طوري كه فكر مي كنيم ، احساس مي كنيم و عمل مي كنيم. همه، تظاهراتي از وجود خود ما و متعلق به ما هستند . پذيرفتن به آن معنا نيست كه آن موارد ، نهايت بودن ما و غير قابل تغيير هستند. اما اگر ما آنها را انكار و طرد كرده، در يك قفس محبوس نماييم ، بدون شك از تغييرشان جلوگيري كرده ايم .

تمرين و خود آزمايي:
- يكي از احساساتم كه نمي توانم بپذيرم...است.
- يكي از كارهايي كه نمي توانم بپذيرم...است.
- يكي از افكاري كه سعي دارم از مغزم برانم...است.
- يكي از چيزهايي كه سخت است براي بدنم بپذيرم...است.
- اگر بدنم را بيشتر...بودم،...بيشتري داشتم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 21:48  توسط محمدرضا مکملی  | 

سلام آخر

 

سلام اي غروب غريبانه ي دل - سلام اي طلوع سحرگاه رفتن

سلام اي غم لحظه هاي جدايي -  خداحافظ اي شعر شب هاي روشن

خداحافظ اي شعر شب هاي روشن – خداحافظ اي قصه ي عاشقانه

خداحافظ اي آبي روشن عشق – خداحافظ اي قطره شعر شبانه

خداحافظ اي همنشين هميشه – خداحافظ اي داغ بر دل نشسته

تو تنها نمي ماني اي مانده بي من – تو را مي سپارم به دل هاي خسته

تو را مي سپارم به ميناي مهتاب – تو را مي سپارم به دامان دريا

اگر شب نشينم اگر شب شكسته – تو را مي سپارم به روياي فردا

به شب مي سپارم تو را تا نسوزد – به دل مي سپارم تو را تا نميرد

اگر چشمه ي واژه از غم نخشكد – اگر روزگار اين صدا را نگيرد

خداحافظ اي برگ و بار دل من – خداحافظ اي سايه سار هميشه

اگر سبز رفتي اگر زرد ماندم – خداحافظ اي نو بهار هميشه

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 8:59  توسط محمدرضا مکملی  | 

بهاریه

 

ساز باد و نغمه ی چکاوک و رقص یاس....

سروش، آنها را در گوش قاصدک نجوا می کند.

می لمد قاصدک، بر شانه های خسته ی اسفند

و پیغام بهار را آهسته بازگو می کند.

اسفند می داند که رفتنی است.

پس توشه ی راه بر میدارد

و در انتظار زمستانی دیگر،

چشم به جاده می دوزد 

و عازم راه و بی راه میشود.

بوی عود و دود اسفند،

از منقل انتظار بلند می شود .

در این نارنجی غروب آتشین آخرین روز۸۷

نجوا می کنم با دلم!

می خواهم این بهار،عشقبازیم را

با خورشید،ماه،ستاره،آسمان

و فنجان های قهوه ی تلخم شریک شوم.

در سرخ و صورتی طلوع هر صبح

که معجزه ای است به روی زندگی.

کمکم کن معبودم،لطفا

+ نوشته شده در  شنبه یکم فروردین 1388ساعت 8:47  توسط محمدرضا مکملی  | 

سکوتی پر از فریاد

 

شب خوشی نبود

وقتی دانستم

سکوت بی ارزش من را

هیچ ترانه ی نی خواند.

شب خوشی نبود

وقتی ترانه های غمگین دلم

بر تارهای گیتار تنهایی،نواخته شدند.

و من ساعت ها

در خلسه و زمان،خودم را گم کردم.

و ترانه هایم را  

در سکوت شب خواندم.

سکوتی پر از فریاد

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اسفند 1387ساعت 16:47  توسط محمدرضا مکملی  | 

دل

 

دلی بود روزی در پس اين قفس استخوانی
دلی که با هر تپشش پوچی و نيستی را به اجزای اين تن پمپ می کرد
دلی که آرام بود و شوقی برای ادامه ی تپيدن نداشت
ولی وقتی تو آمدی دلم جانی تازه گرفت، نو شد
با آمدنت نه تنها به دل من، بلکه به همه هستي ام جان تازه بخشيدی
و وقتی می آمدم، وقتی پا در راه اين سفر نهادم، دلم، دلی که تو برايم به ارمغان آورده بودی به پای دوست ماند
دلم جا ماند پيش تو، اما در عوض اين دل تو بود که مرا همراهی کرد
دل خودم از کف رفت، دلی زيباتر نصيبم شد
دلی که حال اگر لحظه ای تنهايم گذارد زنده نخواهم ماند.

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 22:47  توسط محمدرضا مکملی  | 

دستهای خالی . . .

 

دستهای خالی . . .

توی ازدحام و شلوغی شهر

واین روزگار بی رحم

اینجا که من از همه چیز بریدم

تو باز هم می گویی بنویس ؟؟؟

چطور می شود

رویاهای وهم آلود بارانی

فریادهای پسرکی لال

وخمیازه های بی پایان ساعت را نوشت

چطور می شود

محبت را

پشت میله های سپید

سیاه این روزها زندانی کرد

نگاه حسرت یک کودک

وگریه های پنهانی یک مرد

شکست دل یک زن

نه نمی شود نوشت

من تنها می توانم

میان حلقه های دود سیگار

با همین دستهای خالی

واژه های خسته و تکراری را

از شانه هایت بتاکانم . . .
+ نوشته شده در  شنبه هفتم دی 1387ساعت 8:47  توسط محمدرضا مکملی  | 

گرگ و بره

 

آدمها بر دو قسم اند: یا مادرزادی گرگ به دنیا می آیند، و یا بره متولد می شوند.

گرگها همیشه گرگ باقی می مانند، ولی بره ها یا در نهایت تبدیل به گوسفند تمام عیار می شوند و یا یاد می گیرند چگونه گرگ بشوند.

قسمت جالب ماجرا اینجاست که گرگ "بره زاده" حریصتر و خون ریزتر از گرگ "گرگ زاده" است، زیرا که او از روی عقده و حقارت و کینه و نفرت می درد و گرگ زاده تنها به حکم عادت ...!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 14:39  توسط محمدرضا مکملی  | 

بزن باران

http://www.winternet.com/~carols/maine/images/rain%20on%20window%20267.jpg

سوختم

باران بزن شايد تو خاموشم كني

شايد امشب سوزش اين زخم ها را كم كني

اه باران من سراپاي وجودم اتش است

پس بزن باران بزن شايد تو خاموشم کني

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 1:11  توسط محمدرضا مکملی  | 

سوء استفاده جنسي از کودکان

 

آنچه مي‌خوانيد خلاصه childاي از سخنراني دكتر شهين عليايي زند، روان‌شناس، عضو هيات علمي دانشگاه و بنيانگذار اولين موِسسه پيشگيري از آزار جنسي كودكان و نوجوانان در خاورميانه در نشست <سوء استفاده جنسي از كودكان، اشكال و طبقات آن> است. اين نشست در دي‌ماه 84 برگزار شد.
سوءاستفاده جنسي از كودكان رويدادي خانمان‌برانداز است. اين اتفاق مخرب‌ترين رويداد زندگي فرد است و تاثير خود را براي هميشه به شكل‌هاي مختلف نشان مي‌دهد. تمام افراد پدوفيل - افراد بزرگسال تعرض كننده به كودكان - در دوران كودكي مورد تعرض جنسي قرار گرفته‌اند. همچنين افرادي كه داراي سابقه تعرض جنسي در كودكي هستند، ممكن است در بزرگسالي دچار سردمزاجي و يا عدم كنترل جنسي شوند. تحقيقات نشان مي‌دهد 23 درصد زنان روسپي هم در كودكي مورد تعرض جنسي قرار گرفته‌اند كه اين تحريكات زودرس و قبح‌شكني از جمله عوامل زمينه‌ساز روسپي‌گري آنها بوده است. اين يعني كودك آزاري جنسي اولين حلقه زنجيره‌اي از فجايع است.
طبق تعريف، ارتباط با كودك در هر سطح و به هر شيوه، با هدف بهره‌كشي جنسي سوء استفاده جنسي خوانده مي‌شود. در اين تعريف منظور از سطح، از نوازش اندام‌ها با دست تا مراحل پيشرفته به قصد لذت جنسي است؛ بنابراين در چارچوب روانشناسي اين اقدام در هر سطحي، سوءاستفاده جنسي از كودك است.
قوانين برخي كشورها در تعريف سوءاستفاده جنسي، عبارت <بدون رضايت كودك> را آورده‌اند كه ما در محافل حقوقي به اين امر اعتراض كرديم، چرا كه كودك در اين زمينه نمي‌تواند تصميم‌گيري كند؛ بنابراين تعرض فرد بزرگسال به كودك، چه با رضايت و يا عدم رضايت كودك سوءاستفاده جنسي محسوب مي‌شود.
نكته ديگر اينكه، در اين قبيل رويدادها كودكان بسيار تحريك‌پذير هستند. يعني تصور ما بر اين است كه كودك در سوء استفاده جنسي همواره مخالفت مي‌كند، اما كودك تحت آزار، بعد از مدتي به علت تحريك شدن خود را در معرض سوء استفاده‌ها قرار خواهد داد. به نظر من بزرگترين دستاورد نظريه فرويد بيان تحريك‌پذيري جنسي كودكان از بدو تولد و آمادگي تحريك‌پذيري در هر گروه سني است. يكي از مهم‌ترين سنين تحريك پذيري هم دوران پيش دبستاني است و لذا بايد اين دوران بسيار جدي گرفته شود؛ چرا كه اين دوران را بلوغ اوليه نامگذاري كرده‌اند و اين امر را مي‌توان در بازي‌هاي مامان و بابا و دكتر و پرستار كودكان مشاهده كرد كه رنگ و بوي جنسيتي دارد؛ درحالي‌كه تصور ما، اشتباها اين است كه تحريكات جنسي مربوط به سنين نوجواني و جواني است.
سوء استفاده جنسي مي‌تواند توسط هر فردي اعم از پدربزرگ، پدر، برادر، و ناپدري صورت گيرد. گذاشتن كودكان در خانه همسايه و خبر نداشتن از آنها تا ساعت‌ها، عواقب بسيار بدي مي‌تواند به همراه داشته باشد به گونه‌اي كه بسياري از سوء استفاده‌هاي جنسي بيرون خانه، در همسايگي رخ مي‌دهد. اگر سوء استفاده جنسي از كودك توسط افراد همخون باشد، تاثير رواني به شدت عميقي بر روي كودك مي‌گذارد؛ حتي اگر اين سوء استفاده جنسي سطحي‌ باشد؛ چرا كه كودك انتظار ندارد پدرش به قصد لذت جنسي به او دست بزند و در اين صورت كودك ناراحتي را در خود فرو مي‌ريزد؛ در حالي‌كه اگر اين تعرض جنسي به شكل عميق‌تر توسط غير خودي انجام شود، كودك بهتر آن را مي‌پذيرد.
كودكان عقب مانده بيشترين گروه كودكان قرباني سوء استفاده جنسي هستند. از نظر فراواني هم دختران بيشتر در خانه و پسران بيرون از خانه مورد سوء استفاده قرار مي‌گيرند ؛ اين در حالي است كه پسران قرن‌هاست كه مورد سوء استفاده جنسي قرار مي‌گيرند. همچنين كودكان خياباني در مقايسه با ساير كودكان در بيشتر اوقات مورد سوء استفاده جنسي قرار مي‌گيرند به نحوي كه اين امر براي قربانيان، تبديل به يك روال عادي شده كه جاي هيچ بحثي ندارد.
تحقيقات نشان داده است خانواده‌هايي كه حريم كلامي ندارند و واژه‌هاي ناپسند استفاده مي‌كنند و خانواده‌هايي كه خود قبح شكن هستند، از اين منظر در معرض خطر بيشتري قرار دارند؛ چرا كه اگر هر چيزي را بتوان براحتي به زبان آورد، پس راحت هم مي‌توان انجام داد. اينكه بچه‌ها تحريك جنسي نمي‌شوند و تنها بي‌بند و باري‌ها باعث تعرض جنسي به كودكان شده است، يك افسانه است. در حال حاضر سوء استفاده جنسي در مقايسه با دهه‌هاي گذشته به شدت در حال سازمان‌يافتن‌ است و حتي در اين زمينه سازمان‌هاي ملي و جهاني داريم؛ به گونه‌اي كه كشور فنلاند يكي از مراكز پخش كودكان است. در برخي كشورهاي اروپايي كودكان را در هتل‌ها ساعتي اجاره مي‌دهند و كشورهاي آلمان و ايتاليا دروازه‌هاي ورود اين كودكان هستند.
نكته مهم ديگر اين است كه سوء استفاده جنسي از كودكان به دو نوع رسمي و غير رسمي تقسيم مي‌شود. ازدواج دختر زير 15 سال با پيرمرد 57 ساله هم نوعي از سوء استفاده جنسي رسمي است. اما همين نوع غير رسمي را هم اگر پيشگيري كنيم، كار بزرگي كرده‌ايم. چراكه همانطور كه گفتم، زنجيره‌اي از فجايع را پيشگيري كرده‌ايم. تحقيقات نشان مي‌دهد 12 درصد پدر و مادران كودكان قرباني سوءاستفاده جنسي، خود واسطه روسپيگري فرزندان خود بوده و اولين متقاضي را براي دخترانشان آورده‌اند. در مقابل شماري از مردان واسطه، به سراغ خانواده‌هاي متزلزل رفته و با دختران آنها ازدواج كرده و از اين راه سعي دارند با آوردن دوستان خود به خانه و تنها گذاشتن آنها با همسرانشان جنبه غير رسمي اين امر را نيز شكل دهند.
سوء استفاده جنسي غيررسمي هم به دو نوع درون و برون خانواده تقسيم مي‌شود. متاسفانه ميليون‌ها دختر و پسر در جهان، مورد سوء استفاده جنسي قرار مي‌گيرند اما به علت شرايط موجود نمي‌توانند، طرح دعوي كنند. معمولا سوء استفاده‌هاي جنسي درون خانواده غيرسازمان يافته است اما هر اندازه از خانواده بيرون مي‌رويم اين سوء استفاده‌ها سازمان يافته‌تر مي‌شود. فقر يكي از عوامل زمينه‌ساز اين سوء استفاده‌هاست. از نظر علمي براي بررسي يك پديده تنها به سراغ يك علامت رفتن، خطاي علمي است، بنابراين بايد در اين مورد مجموعه‌اي از عوامل همچون فقر، تحريك زودرس ، قبح شكني و .... را در نظر گرفت، براي مثال اگر در خانواده‌اي پدر براحتي در برابر فرزندان مواد مخدر مصرف مي‌كند در آن خانواده به دليل قبح شكني بسياري از اتفاقات ديگر هم مي‌تواند بيفتد.
پديده مهاجرت و همراهي بسياري از كودكان با والدين براي يافتن شغل هم عامل زمينه‌ساز ديگر است. بعد از مدتي كه پول دريافتي، كفاف گذران زندگي اين خانواده‌ها را نمي‌دهد، كارهاي ديگري به آنها پيشنهاد مي‌شود كه كودكان در اين ميان آسيب بيشتري مي‌بينند، بويژه اگر اين مهاجرين در منطقه‌اي خاص سكونت داشته باشند.
اما رسانه‌ها در جهان تا چه حد مي‌توانند با پخش برنامه‌هاي انحرافي، باعث تحريك كودكان شوند؟ اين سوال مهمي است كه بسيار هم پرسيده مي‌شود.
رسانه‌ها در اين زمينه عامل قابل تا‡ملي هستند اما اگر مي‌خواهيم برنامه‌هاي خارجي بر روي كودكان تا‡ثير گذار نباشند بايد با جذاب كردن برنامه‌هاي توليدي، جلو خيل عظيم برنامه‌هاي انحرافي رسانه‌هاي خارجي را بگيريم و دست به يك مبارزه رسانه‌اي بزنيم و رسانه‌هاي خود را قوي‌تر كنيم.
ما آموزش‌هاي خود را براي زندگي سالم و مراقبت از خود، بايد از مهد كودك‌ها آغاز كنيم و تنها اگر آنجا را در يابيم، خيالمان راحت مي‌شود. متاسفانه اگر سوء استفاده جنسي از يك كودك صورت گرفته باشد، مجازات فرد متعرض بسيار ناچيز است، در حالي‌كه اين اتفاق، جنايتي فراموش نشدني در زندگي قرباني است.
كودك چه بيرون و چه در داخل خانواده نيازمند امنيت اجتماعي است چرا كه با اين طرح امنيت كودك به ميزان قابل توجهي تا‡مين مي‌شود، لذا تقاضا مي‌شود كه به اين طرح به صورت جدي نگريسته شود. واقعيت اين است كه در هر جامعه‌اي كه مواد مخدر و بيكاري وجود دارد، سوء استفاده جنسي هم به چشم مي‌خورد. اما ما تنها به قسمتي كوچك از كوه يخي مي‌پردازيم كه بيشتر حجم آن پنهان است.

منبع: مجله سلامت

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 1:26  توسط محمدرضا مکملی  |